کد خبر: ۱۱۲۷
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۳:۱۱
ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند، همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند.
سوال: اگر امامت از اصول است، چرا قرآن در این مورد سخن نگفته است؟

پاسخ: در این که مدیریت جامعه پس از پیامبر گرامى(صلى الله علیه و آله) به شخصیت والایى نیازمند است، جاى گفتگو نیست و خرد هر انسان منصفى بر این اصل داورى مى کند، و اتفاقاً قرآن - بر خلاف نظر پرسشگر- رهبرى امّت (امامت) را به صورت کلى مطرح مى کند.
 

آیاتى که امامت را مطرح مى کنند:
11. آیه «ولایت‏»: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ».(1)
ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند، همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند.

شأن نزول آیه را بسیارى از مفسران و اهل حدیث چنین نقل کرده اند: «سائلى وارد مسجد شد و درخواست کمک کرد. کسى به او چیزى نداد، امام على(علیه السلام) در حالى که در رکوع بود، با انگشت خود که انگشترى در آن بود به فقیر اشاره کرد که انگشترى را از دست او درآورد و رفع احتیاج نماید. او نیز جلو آمد و انگشتر را از دست امام درآورد و دنبال کار خود رفت».

در این هنگام خبر به پیامبر(صلى الله علیه و آله) رسید. وى از خدا چنین درخواست نمود: «پروردگارا همان طور که براى موسى از خاندانش وزیرى معین نمودى، براى من نیز از اهل بیتم وزیرى معین فرما». در این لحظه فرشته وحى فرود آمد و آیه یاد شده را براى پیامبر خواند.

ااین شأن نزول را علاوه بر علماى شیعه، 66 تن از محدثان و متکلمان بزرگ اهل سنت با مختصر تفاوتى، در کتاب هاى خود آورده اند. محقق فرزانه علّامه امینى مصادر آن را در کتاب شریف «الغدیر» آورده است.(2)
اکنون باید دید چگونه این آیه مسأله امامت را مطرح مى کند:

توضیح این که: «ولىّ» در آیه یاد شده به معنى سرپرست و کسى است که زمام امور را به دست گیرد، لذا، پدر و حاکم را ولىّ مى خوانند و مى گویند: «الأب ولىّ الطفل»، و «الحاکم ولىّ القاصر». از آنجا که محور سخن «ولى مؤمنان» است، طبعاً، مقصود از «ولیکم اللّه» امام و حاکم آنها خواهد بود، حتى قرائن موجود در آیه و شأن نزول آن، روشن ترین گواه است که مراد از «ولى»، امامت و سرپرستى است.

اینک قرائن:
1. اگر مقصود از «ولىّ» در «ولیّکم» غیر از ولایت و زعامت دینى و مقام‏ سرپرستى باشد، مثلًا گفته شود مقصود از آن «محبّ» و «ناصر» است، در این صورت منحصر کردن مقام به سه فرد، بى جهت خواهد بود، زیرا همه افراد با ایمان، محب و دوست و ناصر و یار یکدیگرند و اختصاص به این سه نفر ندارد.

2. ظاهر آیه این است که تنها این سه تن بر جامعه مسلمانان ولایت دارند، در این صورت باید گروهى که ولایت دارند، غیر از گروهى باشند که تحت ولایت هستند. اگر ولىّ را به معنى رهبر و سرپرست امور مسلمانان بگیریم، طبعاً این دو گروه از هم جدا و متمایز مى شوند، امّا اگر آن را به معنى دوست و یاور بگیریم، این دو گروه، یکى مى شوند، زیرا همه افراد، محب و دوست یکدیگر و ناصر و یاور هم هستند.

3. هرگاه مقصود دوستى و نصرت باشد، مى بایست تنها به «الّذینَ آمَنُوا» اکتفا شود و دیگر به آوردن این جمله که «در حال رکوع زکات مى دهند»، نیازى نمى باشد، زیرا در جامعه با ایمان همه افراد با یکدیگر دوست و یاور هم هستند، خواه در حالت رکوع زکات بدهند یا نه.

از این رو مفاد آیه، همان است که پیامبر گرامى(صلى الله علیه و آله)، در یکى از سخنانش فرموده است:
«یا عَلِىُّ أَنْتَ وَلِىُّ کُلِ مُؤْمِن مِنْ بَعْدى».(3)
(اى على! تو پس از من ولىّ هر فرد با ایمان هستى)

لفظ «بعدى» گواه بر این است که مقصود از «ولىّ» همان مقام رهبرى و حکومت و سرپرستى در امور دینى و دنیوى است، نه محبت و دوستى، زیرا اگر دوستى بود، به زمان درگذشت پیامبر(صلى الله علیه و آله) اختصاص نداشت.
 

2. آیه «أولوا الامر»:
آیه پیشین تنها آیه اى نیست که امامت و ولایت را به صورت یک اصل مطرح مى کند، بلکه آیه اطاعت «اولو الامر» نیز نمونه اى دیگر است، چنان که مى فرماید:
«یا أَیُّها الّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولى الأمْرِ مِنْکُمْ...».(4)
اى کسانى که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و اولیاى امر خود فرمان برید...

«اولو الامر» در آیه که به معناى «فرمانروایان» است، حاکى از فرمانروایى گروهى است که اطاعت آنان در کنار اطاعت خدا و رسول، قرار گرفته است. فخررازى در تفسیر خود، بیان شیوایى دارد و مى گوید: از این که اولوالامر در کنار خدا و رسول، قرار گرفته، باید گفت که صاحبان این منصب، معصوم از گناه و پیراسته از خطا بودند، زیرا (گذشته از این که در کنار دو فرد معصوم (خدا و پیامبر) واقع شده اند و باید با آن دو همگون باشند)، از این که اطاعت «اولو الأمر» بدون قید و شرط لازم شمرده شده، باید گفت این فرمانروایان، انسان هاى معصومى هستند که پیراسته از گناه و خطا مى باشند و اگر غیر آن بود، حتماً باید حدود اطاعت آنها محدود گردد، در حالى که قرآن، بدون حدّ و مرز اطاعت آنها را لازم شمرده است. (5)

این دو آیه (آیه هاى ولایت و اولو الامر) مسأله امامت را به طور مستقل مطرح مى کند، در حالى که برخى از آیات هر چند مسأله امامت را مطرح نمى کند ولى شأن نزول آن حاکى است که در این مورد نازل شده است، مانند آیه «اکمال».
 

3. «آیه اکمال‏ دین»:
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً...». (6)
امروز دین شما را براى شما کامل ساختم و نعمت خویش را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین براى شما پسندیدم...

مفسران و گروهى از محدّثان، نزول این آیه را در حجة الوداع در- روز غدیر خم- روزى که على(علیه السلام) به مقام امامت منصوب گشت، یادآور شده اند. (7)
با توجه به این سه آیه پاسخ سؤال روشن مى شود که مسأله امامت و ولایت در قرآن مطرح است، و هرگز قرآن آن را ناگفته نگذاشته است.(8)
 
 
پی نوشت:
(1). سوره مائده، آیه 55.
(2). الغدیر، ج 3، ص 156 تا 162.
(3). مستدرک حاکم، ج 3، ص 111؛ مسند احمد، ج 4، ص 437.
(4). سوره نساء، آیه 59.
(5). مفاتیح الغیب معروف به تفسیر رازى:ج 10، ص 144.
(6). سوره مائده، آیه 3.
(7). الدرالمنثور، ج 2، ص 298؛ فتح القدیر، ج 2، ص 57؛ ینابییع المودة، ص 120؛ تفسیر المنار، ج 6، ص 463؛ مرحوم علامه امینى در کتاب الغدیر، نزول این آیه را در روز غدیر از مدارک بسیارى نقل کرده است (الغدر، ج 1، ص 447- 458 از 16 منبع نقل کرده است.
(8). گرد آوری از کتاب: راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی، انتشارات مشعر، تهران، 1387، ص 288-292.
منبع: جام نیوز
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین